السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

246

تفسير الميزان ( فارسي )

بر هم زدن مرا به خودم وا مگذار « الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا » « 1 » . و در تفسير عياشى از سعيد بن مسيب از على بن الحسين ( ع ) روايت كرده كه گفت به حضورش عرض كردم : نماز چه وقت بر مسلمانان واجب شد آن طور كه امروز واجب است ؟ فرمود : در مدينه و بعد از قوت يافتن دعوت اسلام و وجوب جهاد بر مسلمانان ، چيزى كه هست آن روز به اين صورت فعلى واجب نشد ، بلكه هفت ركعت كمتر بود آن هفت ركعت را رسول خدا ( ص ) اضافه نمود ، دو ركعت در ظهر و دو ركعت در عصر و يك ركعت در مغرب و دو ركعت در عشاء ، ولى نماز صبح را به همان صورت كه در مكه واجب شده بود گذاشت ، چون در هنگام صبح ملائكه روز ، در آمدن و ملائكه شب در رفتن عجله دارند ، و لذا نماز صبح را براى اينكه هم آيندگان آن را با رسول خدا ( ص ) درك كنند و هم روندگان ، به دو ركعتيش باقى گذاشت ، و معناى آيه : * ( « إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً » ) * همين است كه هم مسلمانان آن را شاهدند و هم ملائكه شب و هم ملائكه روز « 2 » . و در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ » ) * گفته است : در اين آيه وجوب نمازهاى پنجگانه و اوقات آنها بيان شده ، و مؤيد آن روايتى است كه عياشى به سند خود از عبيد بن زراره از امام صادق ( ع ) در ذيل اين آيه روايت كرده كه امام فرمود : خداوند چهار نماز واجب كرده در يك قسمت زمانى كه ابتدائش اول ظهر و آخرش نصف شب است ، دو تا از ظهر تا غروب ، يكى قبل از ديگرى و دو تا از اول غروب آفتاب تا نصف شب كه آنها هم يكى قبل از ديگرى است « 3 » . و در الدر المنثور است كه ابن جرير از ابن مسعود روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : جبرئيل موقع دلوك آفتاب هنگام ظهر نزد من آمد و نماز را با من خواند « 4 » . و در همان كتاب است كه حكيم ترمذى در كتاب نوادر الاصولش و ابن جرير و طبرانى و ابن مردويه از ابى درداء روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) اين آيه را خواند * ( « إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً » ) * و فرمود : زيرا هم ملائكه شب آن را مىبينند و

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 4 ، جزء 15 ، ص 82 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 310 ، ح 142 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 4 ، جزء 15 ، ص 86 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 195 .